آب حیات

طبیعت ، خرد ، نگاره

آب حیات

طبیعت ، خرد ، نگاره

سلام خوش آمدید

فراهم آوردن کتاب

سه شنبه, ۶ تیر ۱۴۰۲، ۰۱:۰۱ ق.ظ

قبل    بعد

سخن هر چه گویم همه گفته‌اند

برِ  باغ   دانش   همه     رُفته‌اند

بَر : میوه

رُفتن : جارو کردن

برِ باغ دانش همه رُفته‌اند : میوه های دانش را خورده اند ؛ هر چی من بگم قبلی ها بهتر گفته اند

هر چند میوه‌ش به من نمیرسه اما از سایه‌ش باید استفاده کرد

اگر   بر    درخت   برومند   جای

نیابم که از بر شدن نیست پای

برومند : باردار ، میوه دار

توانم  مگر  پایگه   ساختن

بر شاخ آن سرو سایه‌فکن

 

کسی کو شود زیر نخل بلند

همان سایه  زو  بازدارد گزند

 

از این نامور نامه‌ی شهریار

بمانم به گیتی یکی یادگار

شهریار : ابو منصور عبدالرزاق (ماخذ اصلی شاهنامه‌ی فردوسی)

بمانم به گیتی یکی یادگار : از من به گیتی یک یادگار بماند : شاهنامه 

تو این را دروغ  و  فسانه مدان

به یک‌سان رَوِشنِ زمانه مدان

 

از او هر چه اندر خورد با خرد

دگر  بر  ره رمز  ،  معنی برد

 

یکی نامه  بود  از  گه باستان

فراوان بدویند اندرون داستان

نامه : اشاره به شاهنامه

پراگنده در دست هر موبدی

از او بهره‌یی نزد هر بخردی

 

یکی پهلوان بود دهقان نژاد

دلیر و بزرگ و خردمند و راد

 

پژوهنده‌یِ      روزگارِ      نخست

گذشته سخن‌ها همه باز جست

پژوهنده‌ی روزگار نخست : ابو منصور

گذشته سخن ها : تاریخ گذشتگان و شاهان

ز هر کشوری موبدی سالخَورد

بیاورد  کین   نامه  را   گِرد کرد

 موبد : اشاره به جکیم همه چی دان

بپرسیدشان از کیان جهان

و زان  نامداران   فرخ مهان

 

که گیتی به آغاز چون داشتند

که ایدون به ما خوار بگذاشتند

ایدون: این چنین

اشاره به بی اعتبار شمردنجهان ، یا جهان را در وضعی بد به آیندگان سپردن

چه گونه سرآمد به نیک اختری

بر  ایشان  بر  آن  روز گُندآوری

نیک اختری : خوش اقبالی

گندآوری : دلیری

بگفتند    پیشش    یکایک    مهان

سخن‌های شاهان و گشت جهان

گشت جهان : گردش روزگار : مجاز از تاریخ و ماجراهای تاریخی

چو بشنید از ایشان سپهبد سخن

یکی    نامور    نامه    افکند    بن

 بن افکندن : طرح ریختن ، به وجود آوردن

چنین یادگاری شد اندر جهان

بر او آفرین  از  کهان  و  مهان

یک پادشاه محلی (ابومنصور عبدالرزاق) کتاب نثر شاهنامه را جمع می کند و داستان پادشاهان است و فردوسی آن داستان را بسط میده و به شکل شعر میسراید

قبل    بعد

  • ✍️ پسر کوهستان

شاهنامه

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
آب حیات

پسر کوهستان
هادی غفاری
اَو حیات : آب حیات

ﺍﮔﺮ ﺗﻨﻬﺎ ﺗﺮﯾﻦ ﺗﻨﻬﺎﻫﺎ ﺷﻮﻡ،
ﺑﺎﺯ ﺧﺪﺍ ﻫﺴﺖ،
ﺍﻭ ﺟﺎﻧﺸﯿﻦ ﻫﻤﻪ ﻧﺪﺍﺷﺘﻦ ﻫﺎﺳﺖ؛
ﻧﻔﺮﯾﻦ ﻭ ﺁﻓﺮﯾﻦ ﻫﺎ ﺑﯽ ﺛﻤﺮ ﺍﺳﺖ،
ﺍﮔﺮ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺧﻠﻖ ﮔﺮگ هاﯼ ﻫﺎﺭ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺁﺳﻤﺎﻥ ، ﻫﻮﻝ ﻭﮐﯿﻨﻪ ﺑﺮ ﺳﺮﻡ ﺑﺎﺭﺩ،
ﺗﻮ، ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺟﺎﻭﺩﺍﻥ ﺁﺳﯿﺐ ﻧﺎﭘﺬﯾﺮ ﻣﻦ ﻫﺴﺘﯽ،
ﺍﯼ ﭘﻨﺎه گاﻩ ﺍﺑﺪﯼ ! ﺗﻮ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﯽ ﺟﺎﻧﺸﯿﻦ ﻫﻤﻪ ﺑﯽ ﭘﻨﺎﻫﯽ ﻫﺎ ﺷﻮﯼ ...

دکتر علی شریعتی

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب