آب حیات

طبیعت ، خرد ، نگاره

آب حیات

طبیعت ، خرد ، نگاره

سلام خوش آمدید

ضحاک 1

سه شنبه, ۱۱ دی ۱۴۰۳، ۰۶:۳۵ ب.ظ

قبل    بعد

چو ضحاک بر تخت شد شهریار
بر او سالیان انجمن شد هزار

دوران پادشاهی ضحاک هزار سال طول کشید.

میتوان اینگونه تعبیر کرد که از آنجا که حکومت ظلم و دیکتاتوری، سراسر سختی و دشواری است، پس هر لحظه آن هزار لحظه می نماید. بنابراین شهریاری ضحاک نیز اگرچه چند سال بوده باشد، اما چون هزار سال مینماید.

چنان که رضی الدین ارتیمانی میفرماید:

عمر اگر خوش گذرد زندگی خضر کم است         ور به تلخی گذرد نیم نفس بسیار است

سراسر زمانه بدو گشت باز
برآمد بر این روزگاری دراز

نهان گشت کَردار فرزانگان
پراگنده شد کام دیوانگان

پراگنده: پراکنده

منظور از کام، منطقه ی دهان نیست. منظور خواسته ی دل، اراده و آرزوست. همانگونه که امروز میگوییم فلانی ناکام ماند. یا به کام دل نرسید. پس:
پراگنده شد کام دیوانگان
بدان معنی است که آنچه دیوانگان میخواستند، بر کشور حاکم شد.
نکته مهم دیگری نیز هست. در اینجا دیوانگان به معنی مجانین و زنجیری ها نیست. چرا که در اینصورت شعر بسیار کم مایه می نماید. منظور انسان های بی خرد و بی تدبیر است.

هنر خوار شد، جادویی ارجمند
نهان راستی ، آشکارا گزند

گزند به معنی آسیب نیست. چرا که بی معنی است.
در اینجا گزند به معنی دروغ است. که با راستی تضادی بسیار به جا را ایجاد میکند.

اگر فرد دانایی حرف راست و درستی می‌گفت کشته میشد بنابراین دانایان و عالمان برای اینکه کشته نشوند پنهان می‌شدند. دروغ و دغل آشکار شد و افراد به راحتی دروغ می‌گفتن و دغلکاری می‌کردند. در زمان ضحاک اداره حکومت به دست افراد نالایق بود که با دغل پیش می‌رفتند و دانایان برای اینکه کشته نشوند می‌بایست پنهان شوند.

شده بر بدی دست دیوان دراز
به نیکی نبودی سخن جز به راز

در زمان ضحاک جامعه دچار دگرگونی عمیق فرهنگی شد. اکثر ویژگی های ضحاکیان به جامعه منتقل می‌شود. طبیعی است جامعه برای اینکه بتواند با سیستم ضحاک زندگی کند اندک اندک تن به قوانین و هنجارهای حکومت جدید می‌دهد و در بلند مدت به عادت جامعه بدل می‌شود.
روش های منطقی و افراد فرزانه به مرور حذف و محو می‌شود. اداره امور به افراد نالایق و بد ذات سپرده می‌شود. علم و دانش ارزش خود را از دست داد و خرافه پرستی و جادوگری مبنای اداره امور شد. روش‌های عقلی جای خود را به دروغ داد. (هنر خوار شد جادویی ارجمند) هنر در جای جای شاهنامه به معانی مختلف بکار رفته و مفهوم کلی آن علم و فن است و معنای عام جادویی در شاهنامه غیر واقعی بودن است. دست افراد نا اهل برای نیل به مقاصد پلیدشان باز شد و امور اخلاقی و عناصر فرهنگی مناسب برای جامعه مخفیانه و به اصطلاح امروزی زیر زمینی انجام می‌شد.

دو پاکیزه از خانه‌ی جمّـشید
برون آوریدند لرزان چو بید

که جمشید را هر دو خواهر بُدند
سر بانوان را چُن افسر بُدند

ز پوشیده‌رویان یکی شهرناز
دگر پاکدامن به نام ارنواز

بدایوان ضحاک بردندشان
بدان اژدهافَش سپردندشان

بپروردشان از ره جادویی
بیاموختشان کژی و بدخویی

ندانست جز بد آموختن
جز از کشتن و غارت و سوختن

در زمان پادشاهی ضحاک، فرزانگان و نیکان از جامعه به حاشیه رفته و دیوانگان و بدی‌ها رشد کرده‌اند. هنرهای ارزشمند جادوگری نیز زیر سایه ضحاک کم‌ارزش شده و حقیقت‌ها به صورت زشت و دردآور نمایان می‌شود.
در این زمان، دو دختر از خانه جمشید (شخصیتی افسانه‌ای) به نام‌های شهرناز و ارنواز به قصر ضحاک برده می‌شوند و به آن اژدهافش سپرده می‌شوند. ضحاک با استفاده از جادوگری آن‌ها را پرورش می‌دهد، اما به جای آموزه‌های نیک، فقط کژی، بدی و ویرانی را به آن‌ها یاد می‌دهد.

این دوافعی همان رشوه وجاسوسی وسخن چینی میباشد که خورنده مغزها است.

قبل    بعد

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
آب حیات

پسر کوهستان
هادی غفاری
اَو حیات : آب حیات

ﺍﮔﺮ ﺗﻨﻬﺎ ﺗﺮﯾﻦ ﺗﻨﻬﺎﻫﺎ ﺷﻮﻡ،
ﺑﺎﺯ ﺧﺪﺍ ﻫﺴﺖ،
ﺍﻭ ﺟﺎﻧﺸﯿﻦ ﻫﻤﻪ ﻧﺪﺍﺷﺘﻦ ﻫﺎﺳﺖ؛
ﻧﻔﺮﯾﻦ ﻭ ﺁﻓﺮﯾﻦ ﻫﺎ ﺑﯽ ﺛﻤﺮ ﺍﺳﺖ،
ﺍﮔﺮ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺧﻠﻖ ﮔﺮگ هاﯼ ﻫﺎﺭ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺁﺳﻤﺎﻥ ، ﻫﻮﻝ ﻭﮐﯿﻨﻪ ﺑﺮ ﺳﺮﻡ ﺑﺎﺭﺩ،
ﺗﻮ، ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺟﺎﻭﺩﺍﻥ ﺁﺳﯿﺐ ﻧﺎﭘﺬﯾﺮ ﻣﻦ ﻫﺴﺘﯽ،
ﺍﯼ ﭘﻨﺎه گاﻩ ﺍﺑﺪﯼ ! ﺗﻮ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﯽ ﺟﺎﻧﺸﯿﻦ ﻫﻤﻪ ﺑﯽ ﭘﻨﺎﻫﯽ ﻫﺎ ﺷﻮﯼ ...

دکتر علی شریعتی

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب