آغاز سخن
قبل بعد
به نام خداوند جان و خرد
کزین برتر اندیشه بر نگذرد
اندیشه نمی تواند از خواندن نام خداوند نمی تواند فراتر رود
خداوند نام و خداوند جای
خداوند روزی ده و رهنمای
خداوند کیوان و گَردان سپهر
فروزندهی ماه و ناهید و مهر
گردان سپهر : آسمان گردنده ؛ در قدیم تصور بر این بود که آسمان دور زمین می چرخد
فروزندهی ماه و ناهید و مهر : روشنایی بخش افلاک و جاری کننده مهربانی ها
ز نام و نشان و گُمان برترست
نگارندهی بر شده گوهرست
گوهر : استعاره خورشید و ستارگان ( : ذات ، جوهر ؛ در ابیات مختلف با توجه مفهوم جمله ترجمه می شود)؛ نگارندهی بر شده گوهرست : نگارندهی این گوهر بالا ( آسمان، خورشید و ستارگان) خداونده
به بینندگان آفریننده را
نبینی ، مرنجان دو بیننده را
بیننده : چشم
نه اندیشه یابد بدو نیز راه
که او برتر از نام و از جایگاه
سخن هر چه زین گوهران بگذرد
نیابد بدو راه جان و خرد
گوهران: جواهرات (استعاره به آفریده های خداوند؛
آدمی در شناخت هستی راه به جایی نمی برد
خرد گر سخن برگزیند همی
همان را ستاید که بیند همی
سخن : موضوع، مطلب ؛
دانش آدمی فقط چیزی را می تواند بگوید که می بیند نه فراتر از آن را
ستودن نداند کس او را چو هست
میان بندگی را ببایدت بست
میان بستن : کمر بستن ؛ میان بندگی : آماده ی بندگی؛
میان بندگی را ببایدت بست : خودت را آمادهی بندگی کردن
چون کسی را یارای ستایش واقعی خدا نیست بهتر است بندگی او را پیشه سازیم
خرد را و جان را همی سنجد او
در اندیشهی سَخته کی گنجد او
سخته: سنجیده شده ، آفریده
او که خود آفریننده دانش و زندگیست چطور اندیشهی ما بتواند او را تصور کند
بدین آلت رای و جان و زبان
ستود آفریننده را کی توان
آلت رای : ابزار اندیشه ( خرد)
به هستیش باید که خَستو شوی
ز گفتار بیکار یکسو شوی
خستو : معترف شوی (ایمان بیاوری) ؛
به هستیش باید که خَستو شوی : استدلالی نمیشه باید بهش ایمان بیاری
بیکار: بیهوده ، هرزه
از این وهم خیالات بیهوده بیرون بیایی و با بندگی کردن خود را در مسیرش رها سازی
پرستنده باشی و جوینده راه
به ژرفی به فرمانش کردن نگاه
به ژرفی : به باریک بینی و دقت ، عمیقاً
توانا بود هر که دانا بود
ز دانش دل پیر برنا بود
دانایی ، توانایی است و دل افسرده و پیر به آب دانش جوان می شود
از این پرده برتر سخن راه نیست
ز هستی مر اندیشه آگاه نیست
گفت گو دربارهی پس پردهی این عالم مادی راه به جایی نمی برد و آگاهی ای از آن در در دانش ما نیست
با نام خدای زندگانی و اندیشه آغاز میکند. تأکید میکند که خداوند را با چشم نمیتوان دید و همینطور وصف و ستایش او آنطور که شایسته است در توان کسی نیست. وظیفهی ما این است که وجود او را تصدیق کنیم و عبادتگر و جویای راه او باشیم.
قبل بعد