آفرینش مردم
قبل بعد
کزین بگذری مردم آمد پدید
شد این بندها را سراسر کلید
سرش راست بر شد چو سرو بلند
به گفتارِ خوب و خرد کار بند
آدمی به خاطر کار خوب و به کار بستن خرد چون سرو بلند سرافراز شد
پذیرندهی هوش و رای و خرد
مر او را دد و دام فرمان برد
دد: حیوان درنده
دام : حیوان غیر درنده
ز راه خرد بنگری اندکی
که معنی مردم چه باشد یکی
اگر خردمندانه نگاه کنی تفاوت آدم با مخلوقات دیگر را متوجه می شوی
مگر مردمش خیره خوانی همی
جز این را نشانی ندانی همی
جز این تن خاکی و زندگی مادی شناختی از انسان نداری
تو را از دو گیتی بر آوردهاند
به چندین میانجی بپروردهاند
هدف آفرینش دو جهان، انسان است که با چند واسطه پرورش یافته
نُخُستینت: فکرت، پسینَت: شمار
تو مر خویشتن را به بازی مدار
نخستین میانجی تو خرد در آغاز آفرینش و آخرین میانجی تو روز شمار در آن دنیاست؛ از این رو خود را به بازی مشغول نکن که در آن دنیا حساب کارهای تو را خواهند کشید
شنیدم ز دانا دگرگون ازین
چه دانیم رازِ جهان آفرین
نگه کن بدین گنبد تیزگَرد
که درمان ازویست و زویست درد
نه گشته زمانه بفرسایدش
نه آن رنج و تیمار بگزایدش
نه از جنبش آرام گیرد همی
نه چون ما تباهی پذیرد همی
از او دان فزونی وزوهم نهار
بد و نیک نزدیکِ او آشکار
نهار : مقابل فزونی : کاهش ، کاستی
ز یاقوت سرخست چرخ کبود
نه از آب و باد و نه از گرد و دود
چرخ کبود : آسمان آبی
به چندین فروغ و به چندین چراغ
بیاراسته چون به نوروز باغ
آسمان مانند باغی که با شکوفه های نوروزی آراسته شده اند با ستاره ها و اجرام آسمانی آراسته شده است
پس از توصیف خلقت جهان و پیدایش عناصر، به آفرینش انسان میپردازد و به ویژگیهای ممتاز انسان، همچون خرد، هوش، و قابلیت فرمانروایی بر سایر موجودات، اشاره میکند. همچنین، انسان را تشویق میکند تا به ماهیت وجود خود و سرانجام زندگی بیندیشد.
قبل بعد