آب حیات

طبیعت ، خرد ، نگاره

آب حیات

طبیعت ، خرد ، نگاره

سلام خوش آمدید

ستایش خرد

يكشنبه, ۲۱ خرداد ۱۴۰۲، ۱۱:۳۶ ق.ظ

قبل    بعد

کنون  ای  خردمند  ارج خرد

بدین جایگه گفتن اندر خورد

اکنون ای خردمند برای ستایش خرد آن، همین جا مناسب ترین جاست

خرد برتر از هر چه ایزدت داد

ستایش خرد را به، از راه داد

خرد : بسته به جمله معنای خود را نشان می دهد - عقل، شعور، دانش، فهم، درک

خرد بهترین داده خداوند است و ستایش خرد بهترین کار است

خرد  رهنمای  و  خرد   دلگشای

خرد دست گیرد به هر دو سرای


ازو شادمانی و زویت  غمیست

و زویت فزونی و زویت کمیست

زویت فزونی و زویت کمی : استعاره به بالا و پایین روزگار

خرد  تیره  و  مرد  روشن  روان

نباشد همی شادمان یک زمان

اگر انسان اندیشمند و آزاد اندیش به سبب نپروراندن خود تیره خرد شده باشد دمی شادی نخواهد دید

چه گفت آن سخنگوی مرد از خرد

که   دانا   ز   گفتار   او   بر خورد :

بر خوردن : بهره بردن

کسی  کو  خرد  را  ندارد  ز  پیش

دلش گردد از کرده‌ی خویش ریش

ریش : آزرده

هُشیوار  دیوانه   خواند   وُرا

همان خویش بیگانه داند وُرا


ازویی به هر دو سرای ارجمند

گسسته  خرد پای دارد به بند

گسسته  خرد پای دارد به بند : انسان کم خرد همیشه اسیر خواهد بود

خرد  چشم  جان‌ست  چون بنگری

که بی‌چشم شادان جهان نسپَری

اگر خوب نگاه کنی ، خرد برای جان، چون چشم است برای بدن . شبیه انسان بی چشم که نمی تواند شاد و راحت زندگی کند بدون خرد نیز نمی توان

نُخُست آفرینش خرد را  شناس

نگهبان جان‌ست و آنِ سه پاس

خرد را مهمترین آفریده بدان

سه پاس تو چشم‌ست و گوش و زبان

کزین  سه   بود   نیک  و  بد  بی‌گمان

که آن (خرد) پاسبان و یاریگر چشم و گوش و زبان در مسیر درستی است

خرد را و جان را که داند سُتود !؟

و گر من سِتایم که یارد شُنود !؟


حکیما چو کس نیست گفتن چه سود

ازین   پس   بگو   کآفرینش   چه   بود


تویی کرده‌ی کردگار  جهان

ندانی همی آشکار و نِهان


به   دانش  ز   دانندگان  راه  جوی

به گیتی بپوی و به هر کس بگوی

پوییدن : راه رفتن ، یافتن

ز هر دانشی چون سخن بشنوی

از   آموختن     یک   زمان   نَغنَوی

غنودن : خوابیدن، استراحت کردن ؛

از   آموختن     یک   زمان   نَغنَوی : یک لحظه از آموختن دست بر نمیداری

چو دیدار یابی به شاخ  سَخُن

دانی  که  دانش  نیاید به بُن

نیاید به بن : خیلی عمیق ، بن نداشتن؛

چو دیدار یابی به شاخ  سَخُن ........ دانی  که  دانش  نیاید به بُن : تو اگر به درخت آگاهی دسترسی پیدا کنی متوجه میشی که این درخت تناوری‌یه و انتها نداره

بر اهمیت اندیشه تأکید می‌کند و اعتقاد دارد خرد و اندیشه مهمترین چیزی است که خداوند آفریده است. توصیه می‌کند در جهان بگردید و به دنبال علم و دانش باشید.

قبل    بعد

  • ✍️ پسر کوهستان

شاهنامه

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
آب حیات

پسر کوهستان
هادی غفاری
اَو حیات : آب حیات

ﺍﮔﺮ ﺗﻨﻬﺎ ﺗﺮﯾﻦ ﺗﻨﻬﺎﻫﺎ ﺷﻮﻡ،
ﺑﺎﺯ ﺧﺪﺍ ﻫﺴﺖ،
ﺍﻭ ﺟﺎﻧﺸﯿﻦ ﻫﻤﻪ ﻧﺪﺍﺷﺘﻦ ﻫﺎﺳﺖ؛
ﻧﻔﺮﯾﻦ ﻭ ﺁﻓﺮﯾﻦ ﻫﺎ ﺑﯽ ﺛﻤﺮ ﺍﺳﺖ،
ﺍﮔﺮ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺧﻠﻖ ﮔﺮگ هاﯼ ﻫﺎﺭ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺁﺳﻤﺎﻥ ، ﻫﻮﻝ ﻭﮐﯿﻨﻪ ﺑﺮ ﺳﺮﻡ ﺑﺎﺭﺩ،
ﺗﻮ، ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺟﺎﻭﺩﺍﻥ ﺁﺳﯿﺐ ﻧﺎﭘﺬﯾﺮ ﻣﻦ ﻫﺴﺘﯽ،
ﺍﯼ ﭘﻨﺎه گاﻩ ﺍﺑﺪﯼ ! ﺗﻮ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﯽ ﺟﺎﻧﺸﯿﻦ ﻫﻤﻪ ﺑﯽ ﭘﻨﺎﻫﯽ ﻫﺎ ﺷﻮﯼ ...

دکتر علی شریعتی

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب