دقیقی شاعر
چهارشنبه, ۷ تیر ۱۴۰۲، ۰۴:۰۴ ب.ظ
قبل بعد
چون از دفتر این داستانها بسی
همی خواند خواننده بر هر کسی
دفتر : شاهنامه ابو منصور دقیقی
خواننده : شاهنامه خوانان مجالس
جهان دل نهاده برین داستان
همان بخردان نیز و هم راستان
همان : همچنین
جوانی بیامد گشاده زبان
سخن گفتنی خوب و طبعی روان
گشاده زبان : سخنور
به شعر آرم این نامه را گفت، من
از او شادمان شد دل انجمن
انجمن : مردم
جوانیش را خوی بد یار بود
همه ساله با بد به پیکار بود
خوی بد : خصوصیت اخلاقی بد
بدان خوی بد جان شیرین بداد
نبود از جهان دِلش یک روز شاد
جوانمرگ شد و خیری از دنیا ندید
بر او تاختن کرد ناگاه مرگ
نهادش به سر بر یکی تیره ترگ
تیره ترک : اشاره به تیره بختی
یکایک از او بخت برگشته شد
به دست یکی بنده بر کُشته شد
یکایک : ناگهان ، سراسر
برفت او و این نامه ناگفته ماند
چنان بخت بیدار او خفته ماند
قبل بعد