آب حیات

طبیعت ، خرد ، نگاره

آب حیات

طبیعت ، خرد ، نگاره

سلام خوش آمدید

آفرینش عالم

سه شنبه, ۳۰ خرداد ۱۴۰۲، ۱۱:۴۶ ب.ظ

قبل    بعد

از  آغاز  باید  که دانی درست

سرِ مایه‌ی گوهران از نخست

درست : کاملا

سرِ مایه‌ی گوهران : اصل و منشا تمام اجسام و عناصر

که یزدان ز ناچیز چیز آفرید

بدان  تا  توانایی  آمد  پدید

خدا جهان را از هیچ آفرید تا قدرت و توان خویش را نشان دهد

وزو مایه‌ی گوهر آمد چهار

برآورده بی‌رنج و بی‌روزگار

گوهر : عناصر اولیه‌ی تشکیل دهنده عالمِ

برآورده : پدید آمده

بی روزگار : بدون صرف وقت

در علوم قدیم قاپل بودن اول آتش، باد، آب و خاک بودن و از این چهار عنصر زمین به وجود آمد بعد بر زمین نور ستارگان و خورشید تابید و باعث رشد گیاهان شد و گیاهان فقط بلند میشن کاری ازشون بر نمیاد و سپس حیوانات بوجود آمدن و حیوانات هم زبان و عقل ندارن و خدا ازشون بندگی طلب نمی کند

یکی  آتش  بر شده  تابناک

میان باد و آب از بر تیره‌خاک


نخستین که آتش به جنبش دمید

ز گرمیش  پس  خشکی آمد پدید

 

وزان پس از آرام سردی نمود

و سردی همان باز تری فزود

 

چون این چار گوهر به جای آمدند

ز بهر    سپنجی  سرای    آمدند

سپنجی سرای : کنایه از جهان ناپایدار

گهرها یک اندر دگر ساختند

دگر  گونه  گردن  برافراختند

چهار گوهر تغییر کردند و ب هم آمیختند و جهان را شروع به ساختن کردند

پدید  آمد  این  گنبد  تیز رو

شگفتی نماینده‌ی نو به‌ نو

گنبد تیز رو : کنایه از آسمان در حال حرکت و تغییر

شگفتی نماینده‌ی نو به‌ نو : آسمانی که هر لحظه شگفتی جدیدی بروز می دهد

در او  داه و دو  برج  آمد پدید

ببخشید داننده چونان سزید

داه : ده

داه و ده : دوازده

ببخشید داننده چونان سزید : آفریدگار ماه های سال را آن گونه شایسته بود تقسیم کرد

ابَر داه و دو، هفت شد کدخدای

گرفتند   هر  یک   سزاوار   جای

 اشاره به هفت روز هفته

فلک‌ها یک اندر دگر بسته شد

ببخشید چون کار پیوسته شد

آسمان ها شکل گرفت و وقتی کار سامان گرفت شروع به حرکت کردند

چو دریا و چون دشت و چون کوه و راغ

زمین  شد   به   کردار   روشن   چراغ

 

ببالید  کوه  ، آب‌ها   بر   دمید

سر رُستنی سوی بالا کشید

زمین شروع به رویش کرد

زمین  را  بلندی  نبُد  جایگاه

یکی مرکزی تیره بود و سیاه

زمین در میان سیارات تاریک و هیچ بود

ستاره به سر بر شگفتی نمود

به خاک اندرون روشنایی  فزود

تا اینکه خورشید تابیدن گرفت و زمین را روشن کرد

همی بر شد ابرو فرود آمد آب

همی گشت گرد زمین  آفتاب

با تابش نور خورشید آب ها بخار شدندو ابرها پدید آمد و خورشید شروع به چرخش دور زمین کرد (سابق تصور بر گردش خورشید به دور زمین بود)

گیا  رُست  با  چند  گونه  درخت

به زیر اندر آمد سرانشان ز بخت

 

ببالد ، ندارد  جز  این  نیرویی

نپوید چو پویندگان هر سویی

پویندگان : حیوانات 

از آن پس چو جنبنده آمد پدید

همه رُستنی زیر خویش آورید

حیوانات پدید آمدند و از گیاهان را برای خود استفاده بردند

سرش زیر نامد به سان درخت

نگه کرد باید بدین کار ، سخت

حیوانات چون درختان زیردست نشدند

سخت : بسیار

خور و خواب و آرام جوید همی

وزان زندگی  کام  جوید  همی

 

نه گویا  زبان  و  نه  جویا  خرد

ز هر خاشه‌ای خویشتن پرورد

خاشه : خس و خاشاک

بی زبان و بی خرد فقط دنبال سیر کردن خودند

نداند  بد و  نیکِ فرجام کار

نخواهد از او بندگی کردگار

 

چو دانا توانا  بُد و دادگر

ازیرا نکرد ایچ پنهان هنر

 

چنین‌ست، فرجام کار جهان

نداند کسی  آشکار و  نهان

 

مراحل آفرینش جهان و عناصر اصلی (آتش، آب، باد و خاک) را توصیف می‌کند که چگونه جهان از ترکیب این عناصر به وجود آمد و سپس گیاهان، حیوانات و موجودات زنده پدیدار شدند. همچنین، به نقش دانایی و خرد در شناخت جهان و آفرینش اشاره دارد و در نهایت، به این نکته اشاره می‌کند که سرنوشت نهایی جهان و اسرار آن برای انسان کاملاً آشکار نیست.

قبل    بعد

  • ✍️ پسر کوهستان

شاهنامه

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
آب حیات

پسر کوهستان
هادی غفاری
اَو حیات : آب حیات

ﺍﮔﺮ ﺗﻨﻬﺎ ﺗﺮﯾﻦ ﺗﻨﻬﺎﻫﺎ ﺷﻮﻡ،
ﺑﺎﺯ ﺧﺪﺍ ﻫﺴﺖ،
ﺍﻭ ﺟﺎﻧﺸﯿﻦ ﻫﻤﻪ ﻧﺪﺍﺷﺘﻦ ﻫﺎﺳﺖ؛
ﻧﻔﺮﯾﻦ ﻭ ﺁﻓﺮﯾﻦ ﻫﺎ ﺑﯽ ﺛﻤﺮ ﺍﺳﺖ،
ﺍﮔﺮ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺧﻠﻖ ﮔﺮگ هاﯼ ﻫﺎﺭ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺁﺳﻤﺎﻥ ، ﻫﻮﻝ ﻭﮐﯿﻨﻪ ﺑﺮ ﺳﺮﻡ ﺑﺎﺭﺩ،
ﺗﻮ، ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺟﺎﻭﺩﺍﻥ ﺁﺳﯿﺐ ﻧﺎﭘﺬﯾﺮ ﻣﻦ ﻫﺴﺘﯽ،
ﺍﯼ ﭘﻨﺎه گاﻩ ﺍﺑﺪﯼ ! ﺗﻮ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﯽ ﺟﺎﻧﺸﯿﻦ ﻫﻤﻪ ﺑﯽ ﭘﻨﺎﻫﯽ ﻫﺎ ﺷﻮﯼ ...

دکتر علی شریعتی

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب