آب حیات

طبیعت ، خرد ، نگاره

آب حیات

طبیعت ، خرد ، نگاره

سلام خوش آمدید

آفرینش آفتاب

يكشنبه, ۴ تیر ۱۴۰۲، ۰۳:۱۵ ب.ظ

قبل     بعد

روان     اندر او     گوهرِ دل‌فروز

کز او روشنایی گرفته است روز

گوهر دل فروز : خورشید

که هر بامدادی چه زرین سِپَر

ز مشرق   برآرد   فروزنده سَر

 

زمین پوشد از نور  پیراهنا

شود تیر گیتی بدو روشنا

 

چون از مشرق او سوی خاور کشد

ز  مشرق   شبِ تیره   سَر برکشد

چهار جهت اصلی :

خراسان : مشرق

خاور : مغرب

باختر : شمال

نیمروز : جنوب

نگیرند   مر یک دگر   را   گذر

نباشد از این یک روش زاس‌تر

زاستر : زان سوتر : دورتر ، فراتر

خورشید و ماه را را بر یکدیگر نمی گیرند و این روش را همیشه نگه می دارند

اِیا   آن که   تو    آفتابی   همی

چه بودت که بر من نتابی همی

به زیبایی آسمان و خورشید اشاره می‌کند و آن را با استعاره‌هایی شاعرانه توصیف می‌کند. در پایان، با لحنی دلگیر و گله‌آمیز، از خورشید (یا شاید نمادی از معشوق یا حقیقتی بالاتر) می‌پرسد چرا بر او نمی‌تابد یا به او توجه نمی‌کند.

قبل    بعد

  • ✍️ پسر کوهستان

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
آب حیات

پسر کوهستان
هادی غفاری
اَو حیات : آب حیات

ﺍﮔﺮ ﺗﻨﻬﺎ ﺗﺮﯾﻦ ﺗﻨﻬﺎﻫﺎ ﺷﻮﻡ،
ﺑﺎﺯ ﺧﺪﺍ ﻫﺴﺖ،
ﺍﻭ ﺟﺎﻧﺸﯿﻦ ﻫﻤﻪ ﻧﺪﺍﺷﺘﻦ ﻫﺎﺳﺖ؛
ﻧﻔﺮﯾﻦ ﻭ ﺁﻓﺮﯾﻦ ﻫﺎ ﺑﯽ ﺛﻤﺮ ﺍﺳﺖ،
ﺍﮔﺮ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺧﻠﻖ ﮔﺮگ هاﯼ ﻫﺎﺭ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺁﺳﻤﺎﻥ ، ﻫﻮﻝ ﻭﮐﯿﻨﻪ ﺑﺮ ﺳﺮﻡ ﺑﺎﺭﺩ،
ﺗﻮ، ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺟﺎﻭﺩﺍﻥ ﺁﺳﯿﺐ ﻧﺎﭘﺬﯾﺮ ﻣﻦ ﻫﺴﺘﯽ،
ﺍﯼ ﭘﻨﺎه گاﻩ ﺍﺑﺪﯼ ! ﺗﻮ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﯽ ﺟﺎﻧﺸﯿﻦ ﻫﻤﻪ ﺑﯽ ﭘﻨﺎﻫﯽ ﻫﺎ ﺷﻮﯼ ...

دکتر علی شریعتی

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب