آب حیات

طبیعت ، خرد ، نگاره

آب حیات

طبیعت ، خرد ، نگاره

سلام خوش آمدید

غزل یلدا ۱

دوشنبه, ۲ دی ۱۴۰۴، ۰۸:۵۹ ق.ظ

✍️ #پسر_کوهستان ۱دی‌ماه۱۴۰۴  دهدشت

شبی که دورِ چراغِ خانه جمعِ ما کامل شد
خدا میانِ نگاهِ همسر و فرزند، نازل شد

سکوتِ پدرانه، دعای مادر آرام
دل از هیاهوی جهان، اندک‌اندک عاقل شد

انارِ سرخ ترک خورد و قصه آهسته گفت
که عشق، زخمِ قشنگی‌ست، اگر چه مشکل شد

نه فالِ ترس، نه دودِ گریز از حقیقتِ خویش
نگاهِ رفیق، دلیلِ ماندن و دل‌دل شد

نشستم با خودِ تنها، میانِ شک و یقین
سحر نیامده فهمیدم صبر، خودش منزل شد

عبادت از لبخندِ ساده‌ی خانواده گذشت
خدا همان‌جاست که دل، از خودش غافل شد

شبِ یلدا گذشت، اما روایت این بود
کسی که عاشقِ انسان شد، همیشه کامل شد

  • ✍️ پسر کوهستان

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
آب حیات

پسر کوهستان
هادی غفاری
اَو حیات : آب حیات

ﺍﮔﺮ ﺗﻨﻬﺎ ﺗﺮﯾﻦ ﺗﻨﻬﺎﻫﺎ ﺷﻮﻡ،
ﺑﺎﺯ ﺧﺪﺍ ﻫﺴﺖ،
ﺍﻭ ﺟﺎﻧﺸﯿﻦ ﻫﻤﻪ ﻧﺪﺍﺷﺘﻦ ﻫﺎﺳﺖ؛
ﻧﻔﺮﯾﻦ ﻭ ﺁﻓﺮﯾﻦ ﻫﺎ ﺑﯽ ﺛﻤﺮ ﺍﺳﺖ،
ﺍﮔﺮ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺧﻠﻖ ﮔﺮگ هاﯼ ﻫﺎﺭ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺁﺳﻤﺎﻥ ، ﻫﻮﻝ ﻭﮐﯿﻨﻪ ﺑﺮ ﺳﺮﻡ ﺑﺎﺭﺩ،
ﺗﻮ، ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺟﺎﻭﺩﺍﻥ ﺁﺳﯿﺐ ﻧﺎﭘﺬﯾﺮ ﻣﻦ ﻫﺴﺘﯽ،
ﺍﯼ ﭘﻨﺎه گاﻩ ﺍﺑﺪﯼ ! ﺗﻮ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﯽ ﺟﺎﻧﺸﯿﻦ ﻫﻤﻪ ﺑﯽ ﭘﻨﺎﻫﯽ ﻫﺎ ﺷﻮﯼ ...

دکتر علی شریعتی

طبقه بندی موضوعی