آب حیات

طبیعت ، خرد ، نگاره

آب حیات

طبیعت ، خرد ، نگاره

سلام خوش آمدید

غزل مادرانه ۱

يكشنبه, ۲۴ آذر ۱۴۰۴، ۰۹:۵۹ ب.ظ

✍️ #پسر_کوهستان ۲٠آذرماه۱۴۰۴ دهدشت

روز زن-تقدیم به مادرم، همسرم و خواهرانم

ای مادر!

تو آن سرچشمه‌ای
که رودهای روشنِ انسان
از مهربانیِ پنهانت جان می‌گیرند؛
و هر درختی که در آغوش تو قد کشیده،
به سمت آسمانِ حقیقت خم شده
چنان که گویی عارفان گفته‌اند:
«راهِ نور، از دلِ عشق می‌گذرد…»

تو واژه‌ی نخستِ دفترِ زندگی هستی،
که شاعرانه‌ترین معناها
در نگاهت خانه دارد؛
و هرکس طعم آغوش تو را چشیده،
به آزادی نزدیک‌تر شده است،
چرا که مادر،
جسارتِ پرواز را بی‌صدا
در جانِ کودک می‌نویسد.

در باغِ تو،
گل‌ها بی‌آنکه نامی داشته باشند
به حکمت می‌رسند؛
همان‌گونه که عالمان گفته‌اند
انسان،
پیش از هر کتاب،
در دامانِ مادر
درس‌های بزرگِ نیکی را می‌آموزد.

زن،
بارانِ آرامِ معرفت است
که بر خاکِ خسته‌ی دنیا می‌بارد
و زخم‌های فراموش‌شده را می‌شوید؛
در چشم‌هایش
هزار فلسفه‌ی عشق
بی‌صدا جوانه می‌زند،
چنان‌که گویی جهان
در لطافت او
به تعادل می‌رسد.

مادر!
تو شبیه شمعدانیِ کنارِ پنجره‌ای
که با کمترین نور
بهترین لبخندش را می‌شکفد؛
و خوشه‌های امید
از دستان تو
تا سپیده‌دم امتداد می‌یابد،
آنچنان که هر اندیشمندِ عاشقی
تو را «ستون فردا» می‌خوانَد
بی‌آنکه صدایت را شنیده باشد.

تو رازِ آرامشِ جهان هستی،
چنان‌که فرزانگان گفته‌اند
«راهِ انسان‌شدن
از مهربانی می‌گذرد»؛
و چه مهربانی‌ای بالاتر
از آن‌که تمامِ خستگی‌ات را
چون پروانه‌ای خاموش
در غبارِ روز پنهان می‌کنی
تا لبخندِ کودکانت
در آسمان ثابت بماند.

و زن…
ای زن!
تو آفتابی هستی
که حتی وقتی پشتِ ابرها پنهانی،
باز هم
زمین را گرم نگه می‌داری؛
تو آن‌قدر به بهار شبیهی
که گل‌ها برای آموختن لطافت،
به قامت تو نگاه می‌کنند،
و جهان
به خاطر یک نگاهت
هنوز امید دارد.

  • ✍️ پسر کوهستان

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
آب حیات

پسر کوهستان
هادی غفاری
اَو حیات : آب حیات

ﺍﮔﺮ ﺗﻨﻬﺎ ﺗﺮﯾﻦ ﺗﻨﻬﺎﻫﺎ ﺷﻮﻡ،
ﺑﺎﺯ ﺧﺪﺍ ﻫﺴﺖ،
ﺍﻭ ﺟﺎﻧﺸﯿﻦ ﻫﻤﻪ ﻧﺪﺍﺷﺘﻦ ﻫﺎﺳﺖ؛
ﻧﻔﺮﯾﻦ ﻭ ﺁﻓﺮﯾﻦ ﻫﺎ ﺑﯽ ﺛﻤﺮ ﺍﺳﺖ،
ﺍﮔﺮ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺧﻠﻖ ﮔﺮگ هاﯼ ﻫﺎﺭ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺁﺳﻤﺎﻥ ، ﻫﻮﻝ ﻭﮐﯿﻨﻪ ﺑﺮ ﺳﺮﻡ ﺑﺎﺭﺩ،
ﺗﻮ، ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺟﺎﻭﺩﺍﻥ ﺁﺳﯿﺐ ﻧﺎﭘﺬﯾﺮ ﻣﻦ ﻫﺴﺘﯽ،
ﺍﯼ ﭘﻨﺎه گاﻩ ﺍﺑﺪﯼ ! ﺗﻮ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﯽ ﺟﺎﻧﺸﯿﻦ ﻫﻤﻪ ﺑﯽ ﭘﻨﺎﻫﯽ ﻫﺎ ﺷﻮﯼ ...

دکتر علی شریعتی

طبقه بندی موضوعی