سیل انسانیت
چهارشنبه, ۱۱ دی ۱۴۰۴، ۰۳:۱۷ ب.ظ
#باران چند روز پیش، فقط آب نبود... 💧
دریای غم بود که از آسمان فرو ریخت و دل یک همه را برد. 💔
سیلاب، سه جوان رعنا را از آغوش دنیا گرفت.
دو تنشان برگشتند... آرام گرفتند در خاک.
اما یکی هنوز در بستر روده، در دل طبیعت،
و هر لحظه، صدای بیل و بیلچه و دستان گِلی مردم، سرودِ امید میخواندند. 👷♂️
روستای سرپری دهدشت این روزها تماشایی است؛
غم سنگین نشسته روی شانهها،
اما دستها در کار، دلها به هم گره خورده، ❤️
زن و مرد، پیر و جوان، شهری و روستایی، همه یکی شدند.
اینجا نامش جستوجو نیست، #جهاد است...
جهادِ عشق و غیرت و انسانیت. ✨
خانهها را آب ربود، اما دلها را نه.
دلها ریشه داشتند، در خاکی که نان از آن درمیآید، 🌾
در خاکی که یاد خدا را از آن نفس میکشی.
مردان کوهستان، فرزندان غیرت، هنوز همانند.
سیل که میرسد، پای ایمانشان سست نمیشود؛
بلکه بلند میشود تا یاری دهند، نجات دهند، دل بسپارند. 🤲
انسان بزرگ میشود نه از راه خواندن فلسفه،
بلکه از راه درد دیگران را فهمیدن؛
از راه بلند شدن برای کمک،
از راه بخشیدن اشک و آغوش. 🤗
اینجا هر نفر، یک تکه از نان دلش را گذاشته در سفره همسایه.
هیچکس نگفت “مالِ من”، همه گفتند “مالِ ما”. 🏡❤️
و این یعنی خدا، یعنی عشق، یعنی انسان هنوز زنده است.
سیل شاید برود، خاک بنشیند،
اما این تصویرها، این دستها، این همدلیها،
میمانند در خاطره ایران، در دفتر دلها. 🇮🇷
در روزهایی که جهان از سرمای بیمهری میلرزد،
در دهدشت، انسانیت دوباره گرم شد. 🔥
### 🍃 ای دل، اگر غم داری، تنها نیستی... 🫂
همین مردم ساده،
با کفش گِلی و دل پر از نور،
یادمان میدهند که هنوز میشود مهربان بود،
هنوز میشود از غم، روشنایی ساخت. 💡
«غمِ دیگران را فهمیدن، آغاز انسانیت است».
✍️ #پسر_کوهستان
دریای غم بود که از آسمان فرو ریخت و دل یک همه را برد. 💔
سیلاب، سه جوان رعنا را از آغوش دنیا گرفت.
دو تنشان برگشتند... آرام گرفتند در خاک.
اما یکی هنوز در بستر روده، در دل طبیعت،
و هر لحظه، صدای بیل و بیلچه و دستان گِلی مردم، سرودِ امید میخواندند. 👷♂️
روستای سرپری دهدشت این روزها تماشایی است؛
غم سنگین نشسته روی شانهها،
اما دستها در کار، دلها به هم گره خورده، ❤️
زن و مرد، پیر و جوان، شهری و روستایی، همه یکی شدند.
اینجا نامش جستوجو نیست، #جهاد است...
جهادِ عشق و غیرت و انسانیت. ✨
خانهها را آب ربود، اما دلها را نه.
دلها ریشه داشتند، در خاکی که نان از آن درمیآید، 🌾
در خاکی که یاد خدا را از آن نفس میکشی.
مردان کوهستان، فرزندان غیرت، هنوز همانند.
سیل که میرسد، پای ایمانشان سست نمیشود؛
بلکه بلند میشود تا یاری دهند، نجات دهند، دل بسپارند. 🤲
انسان بزرگ میشود نه از راه خواندن فلسفه،
بلکه از راه درد دیگران را فهمیدن؛
از راه بلند شدن برای کمک،
از راه بخشیدن اشک و آغوش. 🤗
اینجا هر نفر، یک تکه از نان دلش را گذاشته در سفره همسایه.
هیچکس نگفت “مالِ من”، همه گفتند “مالِ ما”. 🏡❤️
و این یعنی خدا، یعنی عشق، یعنی انسان هنوز زنده است.
سیل شاید برود، خاک بنشیند،
اما این تصویرها، این دستها، این همدلیها،
میمانند در خاطره ایران، در دفتر دلها. 🇮🇷
در روزهایی که جهان از سرمای بیمهری میلرزد،
در دهدشت، انسانیت دوباره گرم شد. 🔥
### 🍃 ای دل، اگر غم داری، تنها نیستی... 🫂
همین مردم ساده،
با کفش گِلی و دل پر از نور،
یادمان میدهند که هنوز میشود مهربان بود،
هنوز میشود از غم، روشنایی ساخت. 💡
«غمِ دیگران را فهمیدن، آغاز انسانیت است».
✍️ #پسر_کوهستان
- ۰۴/۱۰/۱۱